نظر علي الطالقاني

517

كاشف الأسرار ( فارسى )

معصوم نيستى هر چه از خود بگوئى قابل اعتبار نيست و هر چه از معصوم گوئى اين جز مقام راوى بودن و اجتهاد چيز ديگر نيست . لهذا راويان ، هم از همديگر روايت مىكنند و هم از معصوم ( ع ) ، مثلا معاصرين زراره هم از او روايت مىكنند كه زراره از امام جعفر صادق ( ع ) چنين روايت كرده و هم از خود صادق ( ع ) بلا واسطه كه مىگويد از حضرت شنيدم و همچنين زراره . و حضرت هم ايشان را تقرير مىفرمود به جهت آن كه مىدانستند كه باز حجت همان قول معصوم است و معنى حجت بودن زراره يا ديگرى همان تصديق او است كه گفت معصوم ( ع ) چنين فرموده . پس ظاهر شد كه ايمان زياده از سه ركن ندارد كه معرفت خدا و رسول - خدا ( ص ) و ائمه هدى باشد . و اين ركن چهارم ايمان كه در اين زمان پيدا شده حال او معلوم شد . و آنچه از دليل كه ذكر كرده‌اند همه دلالت مىكند كه معرفت علماء به جهت عمل است مثل ساير علوم كه اشاره شد . و خلط شده ميان آن علم و معرفت كه خود مقصود بالذات است و ميان آن علم و معرفت كه مقدمه عمل است و عمل اشرف از او است . مثل اين كه در حديث مسلّم وارد است كه طلب العلم فريضة على كلّ مسلم و مسلمة 110 يعنى تحصيل علم واجب است بر هر مرد مسلمان و زن مسلمان . آيا خود اين حديث صريح نيست كه مراد از اين علم معرفت فروع دين است كه مقدمهء عمل است ؟ و لفظ مسلم و مسلمه را به جهت همين فرمود . و اصول دين آن علمى است كه به واسطه آن مسلمان شوى ، بفهم چه گفتم . اگر گوئى پس فائده زهد و رياضت چيست ؟ اگر علم لدنّى از براى غير معصوم ممكن نيست پس آنچه در جاى ديگر همين كتاب اسرار نوشتى باطل شد . جواب گوئيم چيزى نيست كه در قرآن و اخبار اهل بيت نباشد ، و ظاهر و باطن را به يك لسان فرموده‌اند . تو هر قدر كه رياضت بكشى و تصفيه نفس نمائى به قدر لياقت تو از قرآن و احاديث اسرار بر تو ظاهر شود و از اين دريا به تو فيض رسد . البتّه تفاوت علما را در بيان آيات و احاديث ديده‌اى و حال آن كه يك آيه و يك حديث است . چنانچه گذشت ( ربّ حامل فقه الى افقه منه ) . 111 خلاصه معنى كشف ، رسيدن به واقع و ديدن واقع است و قرآن و احاديث عين واقع است ، به قدر لياقت آينهء تو ، از باطن اهل بيت و قرآن فيض به تو خواهد رسيد ، دقّت كن بفهم .